تبليغاتX
چو ایران نباشد تن من مباد
این وبلاگ اطلاعاتی حقیقی به هموطنان در مورد کشور و دینشون میده
 

تحویل سال 87 در آرامگاه کوروش بزرگ چه گذشت؟

 

امسال نیز مانند پارسال تحویل سال را در آرامگاه کوروش بزرگ گذراندیم....

لحظه ای شیرین و به یادمانندی در کنار آرامگاه ابرمردی آریایی به نام کوروش....

به شرح واقعه میپردازم:::

از اقصا نقاط ایران آمده بودند...........

از اصفهان.... من اسپنتمان به همراه فرشوشتر، آرش، بردیا، رستم، کامیار، حسین، ارشک، بابک، مجید، محمد و ...      

از تهران..... آریانا، جواد، پوریا و گروهی از جوانان زرتشتی با فرنام اشویی که در بین آنها چهره های آشنایی چون آرش فره وشی، بهمن و بانو نگار دیده میشدند. و همچنین دوست خوبم آرش جهانشاهی  

از اهواز کاوه و بسیاری از عزیزان که با نام و مکانشان آشنایی ندارم

در جلوی آرامگاه سفره نوروزی را برپا کردیم ،،،  با سرود "ای ایران" سال ۸۶ را به دست ۸۷ دادیم.... ببراز بزرگ مرد آرامگاه دعایی دلنشین خواند که بر همه گوارا  آمد

بیش از این سخن را به درازه نکشانم. این بود اندک سخنی از لحظاتی سترگ

به امید حضور همه ایرانیان در آرامگاه در نوروز سال ۸۸                                                          

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 16:53  توسط یه آریایی  | 

 

لحظه ی تحویل سال را در

 

آرامگاه «کوروش بزرگ» خواهیم گذراند

 

«««««هموطنان به ما بپیوندید»»»»»

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 20:59  توسط یه آریایی  | 

   بزرگداشت "کوروش بزرگ" در دانشگاه اصفهان

         کوروش بزرگ 

 ۷ آبان برابر با ۲۵۴۵ مین سال صدور اعلامیه حقوق بشر 

  به دست کوروش بزرگ بر همه بشردوستان فرخنده باد    

     

!!!!!!!برای اولین بار در دوران جمهوری اسلامی!!!!!!!

در روز ۷ آبان دانشجویان دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان طبق فراخوانی از تمامی دانشجویان دانشکده های دانشگاه اصفهان خواستند که در ساعت ۱۵/۱۲ با حضور در تالار صائب تبریزی دانشکده ادبیات در همایش" کوروش بزرگ ذوالقرنین قرآن" شرکت جویند. مسئولان ظرفیت ۲۰۰ نفر را پیش بینی کرده بودند ولی پس از برگزاری همایش حدود ۵۰۰ نفر در پشت درهای بسته ماندند. همایش با خواندن کلماتی چند از تازینامه که مدعی اند اسم کوروش در آن آمده است شروع شد. و سپس        «سر زد از افق مهر ................................»

بعد تفسیری چند از کلام الله در سوره ی کهف و در آخر پس از مقادیر متنابهی سیاست گذاری در راحت کردن خیال آخوند ها که کوروش شخصیتی قرآنی و جزو اولیا الله است و ربطی به تاریخ شاهنشاهی ندارد به کوروش بزرگ پرداختند.

قرار بود پروفسور "باستانی پاریزی" هم بیایند که نیامدند.

سخنران اول بعد از کلی تعارف تیکه پاره کردن و قربان صدقه رفتن رهبر معظم انقلاب و خانواده شهدا به بررسی شخصیت کوروش پرداخت...

سخنران دوم نیز به بررسی واژگانه ی کوروشیان پرداخت.....

و خبری از باستانی پاریزی نشد... مجریان برنامه کلی تپق زدندی.. و دست آخر مجری گفت: !!!جوایزی!!!! برای تشکر از اساتید محترم آماده شده که به آنها تقدیم میگردد.

با تمامی این تفاسیر این حرکت را به فال نیک گرفته و همی فریاد زنیم :::

جاوید یاد کوروش بزرگ

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 18:36  توسط یه آریایی  | 

 زرتشت بزرگ    ایرانیان سال (۸۷) را سال "زرتشت بزرگ" میدانند   زرتشت بزرگ    

                        زرتشت    

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 20:40  توسط یه آریایی  | 

    کسروی          احمد کسروی             کسروی             

   

هشتم (۸) مهرماه، سالروز به دنیا آمدن "احمد کسروی" محقق و نویسنده ی بزرگ تاریخ معاصر بر همه ایرانیان خجسته باد

   احمد کسروی تبریزی (۸ مهر ۱۲۶۹، ۲۰ اسفند ۱۳۲۴) تاریخ‌نویس، زبانشناس و

 پژوهشگر ایرانی بود. دو کتاب او به نام‌های تاریخ مشروطهٔ ایران و تاریخ هجده‌سالهٔ

آذربایجان از مهم‌ترین آثار مربوط به تاریخ جنبش مشروطه‌خواهی ایران است و هنوز

(در سال ۲۰۰۶ میلادی) به آنها استناد می‌شود.

در کتاب آذری یا زبان باستان آذربایجان کسروی، برای نخستین بار این نظریه را مطرح کرد که زبان تاریخی منطقهٔ آذربایجان ایران زبانی از خانوادهٔ زبانهای ایرانی بوده‌است و زبان ترکی آذربایجانی بعداً در آن منطقه رایج شده‌است.

وی با توجه به قراین تاریخی نام زبان را آذری دانست.این نظریه هنوز مخالفانی میان قوم‌گرایان دارد اما در نزد زبان‌شناسان به صورت عام پذیرفته شده‌است.                            

کسروی در مدتی پس از رفتن به تهران عبا و عمامه‌اش را کنار گذاشت و در عدلیه استخدام شد  بعد از مدتی به خوزستان منتقل شد و مدتی بعد از عدلیه برکنار شده و وکیل دعاوی شد.    

      کودکی           در عدلیه          کتاب           در عدلیه

کسروی نشریهٔ پیمان (از ۱۳۱۲ تا ۱۳۲۰) و پس از اشغال ایران و برکناری رضاشاه پهلوی، نشریهٔ پرچم را منتشرکرد و درآن‌ها به ترویج دیدگاه‌های خود دربارهٔ دین و زبان و باورهای ایرانیان پرداخت. کسروی حزب یا جمعیتی نیز تشکیل داد و آن را باهماد آزادگان نامید.

وی مبلغ «پاک‌دینی» (زدودن خرافات از مذهب) بود.

کسروی از طرف‌داران سره‌نویسی در زبان فارسی بود.

احمد کسروی در کاخ دادگستری تهران توسط فدائیان اسلام به اتهام الحاد و ارتداد، با ضربات متعدد چاقو به قتل رسید  .............        

   کتاب         کتاب        نواب صفوی        در عدلیه

قضیه ی قتل زنده یاد احمد کسروی از آنجا آغازید که روزی نواب و دوستانش برای مباحثه به نزد احمد کسروی رفتند. وی آنچنان استادانه با نواب صفوی استدلال کرد که جمعی از یاران نواب صفوی دست از ادعاهای واهی اسلامی خود برداشتند و  به ریشخند و استهزای نواب پرداختند... در همان جلسه نواب صفوی، احمد کسروی را تهدید به مرگ کرد.

 کتابکمدی تراژیک:  آخوندی در بالای منبر داد سخن رانده بود که از معجزات امام رضا یکی این است که در فلان روز با یک تمساح به زبان فصیح عربی سخن گفت. احمد کسروی بلند میشود و میگوید:  آیا امام رضا به عربی آشنایی نداشته است؟ همه میگویند چرا آشنایی داشته است. کسروی با تمسخر میگوید: پس این معجزه ی تمساح بوده است که به زبان فصیح عربی سخن گفته است. 

سعيد نفيسی در سال 1334 خورشیدی، ده سال پس از قتل دلخراش کسروی، سرانجامِ دردناک او را با سخنانی سنجیده که سزاوار شخصیت کسروی است بازگو ‌‌می‌کند. این سخنان شاید به‌مذاق شهید‌پرستان و آنانی که قهرمانان مرده را بیش از فرهیختگان زنده ‌‌می‌ستایند، خوش نیاید. ولی حقیقتی در آن نهفته است که تا امروز اعتبار دارد. او که کسروی را از نزدیک ‌‌می‌شناخت و با او مراودت و معاشرت داشت و با خلق و خوی او آشنا بود، ‌‌می‌نویسد: «از دانشکده‌‌ی ادبیات بیرون ‌‌می‌آمدم که خبر کشته شدن وی را در دادگستری به‌من دادند. جهان پیش چشمم تیره شد. واقعه‌‌‌ای ناگوارتر از این به‌یاد ندارم. مردی را در جایی که همه، حتی جانی و آدم کش باید در آن امان داشته باشند در پای میز بازپرس با جوانی که همراه وی آمده بود کشته بودند. زشت تر از این کاری در جهان ممکن نبود. آن هم چه مردی، مرد دانشمندی به‌تمام معنی این کلمه! اگر خطایی ‌‌می‌کرد و نادرستی گفته بود، پاسخ او کشتن نبود. کاری را که با او کردند، زشت تر از کاری بود که با سقراط و حسین بن حلاج و دیگران، که در راه عقیده شان کشته شدند، کردند؛ زیرا در آن زمان‌‌ها دیگر به‌قانون و دادگستری، آن همه که امروز ‌‌می‌نازند، نمی‌نازیدند.

این مرد، اگر خود را بدین سرکشی‌‌ها آلوده نکرده بود، حتماً یکی از بزرگترین دانشمندان کشور ما ‌‌می‌شد. قطعاً، تا امروز زنده مانده بود و عوام او را از پای درنیاورده و جرئت نکرده بودند درخت تناور دانش او را به‌بادی ریشه کن کنند. از همه گذشته، آن همه وقتی که صرف کارهایی در حاشیه‌‌ی علم کرد، اگر در همان راهی که در روز نخست با آن همه اندوخته‌‌ی فراوان در آن گام برداشته بود صرف کرده بود، امروز، بسیاری از مسائل علمی به‌نام او در جهان مانده بود و کوهی در برابر جهانیان گذاشته بود که هیچ بادی آن را نمی‌لرزاند.

اینک آن مرد نیست. اما کارهای او در میان ما هست. در برابر لغزش‌‌هایی که

داشته است، آثار جاودانی از او مانده. لغزش‌‌ها و خطاهای او را به‌کارهای

سودمندش ‌‌می‌بخشیم. او را بزرگ ‌‌می‌دانیم. از خرده نگری‌‌های او چشم

‌‌می‌پوشیم و، اگر گاهی زیاده روی و سرکشی و افراط وی ما را متعجب کرده

است، در برابر دانش و بینش و پشتکار و جهدی که در راه علم داشته است،

سر فرو ‌‌می‌آوریم».

    

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم مهر 1386ساعت 21:47  توسط یه آریایی  | 

                                                                                          2

   ۲۲ مرداد هشتاد و یکمین (۸۱) سالروز به دنیا آمدن "فیدل کاسترو" مبارز بزرگ  یاد بادا

 

 

 وی در سال ۱۹۵۹ و بعد از ۲ سال جنگ چریکی در کوه های سیرا ماستترا کوبا به همراه ۲۸۰ نفر توانست ارتش سی هزار نفری ژنرال باتیستا را به زانو در آورد                                                                        

  فیدل اکنون در ۴۸مین سال حکمرانی بر کوبا به سر میبرد 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 20:38  توسط یه آریایی  | 

   4  ارنستو !!!!  یادت تا ابد جاوید 4

                                                                                

امروز ۲۴ خرداد سال ۱۳۸۶ برابر است با ۷۹مین سالگرد تولد "ارنستو چه گوارا" چریک مبارز و آزادیخواه آرژانتینی است.7  5

ارنستو در ۱۴ ژوئن سال ۱۹۲۸ در آرژانتین به دنیا آمد. روحیه ی ماجراجوی وی از همان ابتدا برای همگان تعجب آور بود تا آنجا که وی در سن ۲۲ سالگی به همراه دوستش آلبرتو گرانادا مسافرتی را به دور آمریکای جنوبی آغاز کرد.وی در اواخر دهه ی شصت در مکزیک با فیدل کاسترو آشنا شد و همین آشنایی آینده ی افسانه ای او را رقم زد.ارنستو به دلیل استعدادش در ارتش چریکی فیدل به درجه ی فرماندهی رسید.

6      8

ارتش ۲۸۰ نفری فیدل با همراهی دهقانان پس از دو سال بر ۳۰هزار نظامی تحت کنترل دیکتاتور باتیستا پیروز شد و انقلاب کوبا به ثمر نشست. 1

پس از آن ارنستو به سمت ریاست بانک مرکزی کوبا و رئیس صنعت کوبا هم برگزیده شد. ولی این عناوین روحیه ی پرشور او را ارضا نمیکرد. به همین دلیل پس از مدتی برای ایجاد انقلاب در کشور فقیر بولیوی عازم آن کشور شد.وی پس از ۹ ماه جنگ چریکی در ۹ اکتبر ۱۹۶۷به دست نیروهای آمریکایی-بولیوی کشته شد.3

پس از این واقعه ارنستو چه گوارا به عنوان نماد مبارزه جوانان انقلابی در آمد.....

ژان پل سارتر درباره ی وی میگوید: ارنستو بزرگترین انسان عصر ما بود                 2            10                9

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 13:8  توسط یه آریایی  | 

 

 تحویل سال در آرامگاه کوروش بزرگ چه گذشت؟

 با درود بر کسانی که با پیوستن به ما لحظه ی تحویل سال را در آرامگاه کوروش بزرگ سپری کردند....                                                                                 همانطور که قول داده بودیم لحظه ی تحویل سال را به همراه تنی چند از گرامی یاران در آرامگاه کوروش بزرگ سپری کردیم. گرانمایه دوستانی همچو  آرش - آریانا - فرشوشتر - ببراز ـ میدیوماه ـ رستم ـ کریم ـ جواد - خانواده هایی از لرستان و تمامی دوستانی که سال کهنه را با حضور گرم و پرمهر خود در فضای بسیار سرد مقبره بدرقه کردند و سال نو را از دستان کوروش بزرگ تحویل گرفتند.

و اما چه گذشت؟؟؟؟؟؟؟؟

 ۲۹/۱۲/۱۳۸۵

پس از حضور پرشور بسیاری از هموطنانمان درهای محوطه ی آرامگاه در ساعت ۶ بعد از ظهر به رسم هر روز بسته شد. من شخصا به دنبال مسئول حراست آرامگاه بودم تا برای گذراندن لحظه ی تحویل سال در آنجا با مشکلی رو برو نشویم. پس از چند ساعت دوندگی به دنبال تنی چند از مسئولان حراست به سمت جایگاه مسئول اصلی آن یعنی آقای قلعه نوعی هدایت شدم. ولی ایشان همانطور که از کسوت تمام مدیران حزب اللهی کشور بر می آید در جایگاه خود حضور نداشتند و تلاشهای چند ساعته ی ما برای گرفتن اجازه از ایشان بی نتیجه ماند. در ضمن هر گونه تلاش برای نفوذ به درون آرامگاه با توجه به حراست غیر ممکن تلقی می شد. ازین رو تصمیم گرفته شد تا در فاصله ی ۱۰۰ متری آرامگاه و در بیرون از محوطه منتظر تحویل سال ۲۵۶۶ شویم. در ساعاتی پیش از تحویل سال و در هوایی بسیار سرد سفره ی ۷ سین را مهیا کردیم. ولی هنوز چیزی کم بود. آری آتش آن عنصر پاک زرتشت. اندک اندک و با زحمتی بسیار چوب جمع کردیم .......

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 21:13  توسط یه آریایی  |